السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

156

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

بر خود در ذهن حمل مىشود و آن امر ممكنى است ؛ اما حقيقتِ اجتماع نقيضين به وجود خارجى كه ملاك حمل شايع هست ، ممتنع است . در مثال سوم شىء را به ثابت در ذهن و لا ثابت در ذهن تقسيم مىكنند . مفهوم لا ثابت به عنوان يك مفهوم در ذهن ، وجود ذهنى پيدا كرده ، ثابت در ذهن شده است . از سوى ديگر مطابق تقسيم ، لا ثابت در ذهن لا ثابت هست . پس هم لا ثابت است و هم ثابت . در اين‌جا هم جواب مىدهند كه لا ثابت ، لا ثابت است به حمل اوّلى ، كه حمل مفهوم بر مفهوم باشد ؛ چون نمىشود كه مفهوم لا ثابت چيزى غير از لا ثابت باشد . اما به عنوان اين‌كه اين مفهوم در ذهن ، وجود پيدا كرده‌است ، يعنى ثبوت ذهنى يافته و ملاك حمل شايع را كه اتحاد در مقام وجود است پيدا نموده است ، موجود مىباشد . وقتى مىگوييم « لا ثابت موجودٌ فى الذّهن » اين حمل ، حمل شايع است و امر ممكن و جايزى مىباشد . در تمام اين موارد با تعدد جهتِ حمل ، مشكل تناقض حل مىشود . صدرالمتألّهين علاوه بر وَحَدات ثمانيّه ( وحدت موضوع ، محمول ، زمان ، اضافه ، مكان ، شرط ، جزء وكل ، قوّه و فعل ) كه در تناقض ، شرط است ، وحدت حمل را هم مصحح تناقض دانسته و شروط تناقض را نُه تا شمرده است . « 1 »

--> ( 1 ) . در مرحلهء سوم و فصل هشتم از مرحلهء چهارم ، مجدداً اين اشكال و جواب آمده‌است